مرضيه محمدزاده

1234

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

« روح الامين ز روى نبى گشت شرمسار » گردون چو خون پاك شهيدان به جام كرد * دورى ازين جنايت عُظمى به كام كرد از كينه روز آل پيمبر چو شام كرد * « وانگه ز كوفه خيل الم رو به شام كرد » « نوعى كه عقل گفت قيامت قيام كرد » 8 در باغ دين چو آفت باد خزان فتاد * بس سروها به خاك درين بوستان فتاد زين درد شور و غلغله در آسمان فتاد * « بر حربگاه چون ره آن كاروان فتاد » « شورِ نشور واهمه را در گمان فتاد » كردند چون نظر به شهيدان ارجمند * شد بر فلك فغان اسيران دردمند آن دم كه گشت زارى اهل حرم بلند * « هم بانگ نوحه غلغله در شش جهت فكند » « هم گريه بر ملايك هفت آسمان فتاد » چون كار بر اسيرى آل عبا كشيد * بار ستم زمانه به دار بلا كشيد بنگر كه ظلم رشته‌ى او تا كجا كشيد * « هر جا كه بود آهوئى از دشت پا كشيد » « هر جا كه بود طائرى از آشيان فتاد » ظلمى كه بر حسين ز ابن زياد رفت * شدّاد آنچه كرده در اينجا ز ياد رفت از خاطر زمانه تو گوئى كه داد رفت * « شد وحشتى كه شور قيامت ز ياد رفت » « چون چشم اهل بيت بر آن كشتگان فتاد » هر فتنه‌اى كه كرد به پا روزگار كرد * اولاد مصطفى به اسيرى نزار كرد بر قتلگاه خيل اسيران گذار كرد * « هرچند بر تن شهدا چشم كار كرد » « بر زخمهاى كارىِ تيغ و سنان فتاد » چون ديده اوفتاد به تن‌هاى كشتگان * برخاست از زمين به سوى آسمان فغان سرها ز تن جدا شده تن‌ها جدا ز جان * « ناگاه چشم دختر زهرا در آن ميان » « بر پيكر شريف امام زمان فتاد » چون پيكر برادر خود ديد روبرو * غلتان به خون خويشتن از خنجر عدو فرياد را شكست نمىخواست در گلو * « بىاختيار ناله‌ى هذا حسين ازو » « سر زد چنان كه شعله ازو در جهان فتاد » بر زينب آن كه كرد بلا از ازل قبول * مىكرد دم به دم به اسيرى بلا نزول زين درد خاطرش چو دگر بار شد ملول * « پس با زبان پر گله آن بضعة البتول » « رو در مدينه كرد كه يا ايّها الرّسول » 9 اين مرغ پرشكسته و محزون حسين توست * وين گشته روزگار دگرگون حسين توست